اسكندر بيگ تركمان

936

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بهفتاد هشتاد علم و رايت كه روميان آلاى ميگويند و هر آلاى علامت سرداريست كه صاحب قشون و لشكر است بدست درآمد بعد از شكست مخالفان قرچغاى خان لوازم احتياط مرعى داشته بمظنهء آنكه مبادا مخالفان سپاهى عليحده در كمينگاه غدر كه تركان بسو ميگوبند داشته باشند لشكر قول بزرگ را كه همگى ملازمان ركاب اشرف بودند رخصت محاربه و تعاقب دشمن نداده تيپ را از ترتيب نينداخت و چون بيرخصت همايون اين واقعه دست داده بود زياده ازين جرأت خودسرى نكرده روز نيز بيگاه شده بود چند كس را مأمور ساخت كه غازيان را از تعاقب هزيمتيان بازگرداند چون غيرت و مردانگى كه در نهاد شجعان روزگار بيد قدرت الهى تخمير يافته درينوقت كجا ميگذارد كه بقانون عقل و آداب خدمت و شيوهء فرمانبرى عمل شود برخى از يكه سواران قزلباش پوشيده و پنهان از تيب بيرون رفته تا گدوك شبلى كه از معركه جنك تا آنجا سه فرسخ است تاخته مردانگيها كرده روسفيدانه مراجعت نموده بودند و بنا بر راه و رسم نوكرى در آن حين مخفى داشته بودند بعد از طى حالات سمت ظهور يافت . القصه بيمن الطاف الهى و امداد بواطن قدسى مواطن طيبين و طاهرين و حراست باطنى حضرت الاولياء و مشايخ عظام كرام كه زنده دلان بارگاه قدس‌اند و نيروى اقبال نسيم فتح و ظفر بر پرچم رايات منسوبان درگاه شاهى وزيد همان لحظه حقيقت به خدمت اشرف عرض كردند و عساكر منصوره بجانب آغرق كه در كرد كندى نام محلى فرود آمده بودند عود نمود روز ديگر ملاحظهء سرها و اخترمه - ها و آلايها كه غازيان فوج فوج و جوق جوق به نظر ميآوردند نموده بمردانگى كه از هر كس ظهور يافته بود ميرسيدند موازى پانزده هزار نفر بقلم درآمد كه درين معركه از مخالفان بقتل درآمده بودند و حفظ الهى حراست و نگهبانى كرده از سپاه منصور كسى كه اسم و رسمى داشته باشد ضايع نشد در دار الارشاد اردبيل يوسف بيك كه از زمرهء غلامان [ 660 ] معتبر بود آمده مژدهء فتح و ظفر رسانيده موجب مسرت و شادمانى احباء و دوستداران و مخذولى اعادى و دشمنان گرديد متعاقب محمد تقى بيك تبريزى مين باشى تفنگچيان آذربايجانى آمده شرح حال و خصوصيات جنگ و اسامى گرفتاران را بتفصيل عرض كرده محمد پاشا بيگلربيگى وان و ميرزا - بيك آقاء تاتار و چند نفر از گرفتاران را كه به خدمت اشرف فرستاده بودند حضرت اعلى از عاطفت جبلى گرفتاران را در كنف لطف و مرحمت جاى داده انواع تفقد و دلجوئى كه لازم ذات اشرف است بظهور آوردند . مجملا چون سپاه مخالف شكست قوى يافته بقية السيف بدحال و شكسته باردوى سردار رسيدند چنين مسموع شد كه اضطراب عظيم بروميه راه يافته مظنه آن داشتند كه سپاه قزلباش جلوريز بر سر اردوى روميه خواهد آمد پسران خندان آقا كه مدتها در خدمت اشرف بودند و در سفر گرجستان فرار نموده درين سفر همراه سردار و از اطوار قزلباش آگاه بودند سردار را مطمئن ساخته خاطر نشان كرده بودند كه امراء عظام قزلباش را حد و ياراى آن نيست كه بيرخصت نواب كامياب شاهى بدين - گونه امور دليرى توانند كرد و آنچه روى داد بنابر ضيق وقت و عدم فرصت كه حصول رخصت بود سردار از قول ايشان فى الجمله اطمينان يافته فى الجمله از تدابير سپاهيانه كرده يك دو مرحله پيش آمد و ديگر باره كسان معتمد به جهت تمهيد امر مصالحه فرستاده انواع ملايمات بظهور آورده بيشتر از پيشتر طرح الفت و آشنائى انداخت و ذمه خود را از لشكر فرستادن برى ساخته بپادشاه تاتار و جمعى از جهلا و جنگجويان كه لطمهء روزگار نخورده از حادثات زمانه بيخبرند اسناد نموده التماس